عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

3

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

آراسته ، تا آن حدّ كه يكى از صحابه گفت : مانند اين قوم ما هرگز نديده‌ايم . وقت نماز ايشان در آمد ، برخاستند و هم اندر مسجد نماز خويش بگزاردند رو سوى مشرق ، و رسول خدا گفت - بگذاريدشان تا نماز خويش بكنند . پس سيّد و عاقب هر دو در سخن آمدند و با رسول سخن درگرفتند . رسول خدا گفت : مسلمان شويد - ايشان گفتند ما مسلمان شديم پيش ازين . رسول گفت - دروغ گفتيد كه شما مسلمان نه‌ايد ، نه آنكه خداى را فرزند مىگوييد ؟ و صليب مىپرستيد ؟ و گوشت خوك مىخوريد ؟ ايشان گفتند : إن لم يكن ولدا للَّه فمن أبوه ؟ اگر عيسى فرزند اللَّه نبود پس پدر وى كه بود ؟ و مخاصمتى در گرفتند در كار عيسى ، پس مصطفى ( ص ) گفت : نه شما مىدانيد و مىشناسيد كه فرزند به پدر ماند لا محاله ؟ كه جنسيّت ميان پدر و فرزند اين اقتضا كند . گفتند - بلى چنين است . رسول گفت - پس خداوند ما عزّ و جلّ زنده است كه مرگ را بوى راه نه ، هميشه بود ، و هست ، و باشد . و عيسى نبود پس بود است . آن گه مرگ و فنا را بوى راهست ! و نيز خداى ما نگهبان هر چيزست ، و روزى گمار هر كس ، و در عيسى ازين هيچ چيز نيست ! و خداوند ما آنست كه لا يخفى عليه شيء فى الارض و لا فى السماء نه در زمين و نه در آسمان چيزى از وى پوشيده [ نيست ] ، و عيسى نداند مگر آنچ او را درآموختند ! و خداوند ما عيسى را در رحم مادر نگاشت ، چنان كه خود خواست ، تا مادر بوى بارور شده و او را فرو نهاد ، چنان كه مادر فرزند نهد ، پس او را بپرورد چنان كه كودك خرد را پرورند بطعام و شراب ، و خداوند ما ازين همه پاك است و منزّه ، نه خورد ، نه آشامد ، نه هيچ عيب و رنج بوى در آيد ، « تعالي و تقدس عما يقول الظالمون علوا كبيرا . اين سخن در ايشان گرفت و خاموش شدند . تا مخاصمت منقطع گشت ، و ربّ العالمين درين حال اين آيات فرستاد از اوّل سوره . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ عكرمه گفت : - پيش از موجودات و مكوّنات خدا بود ، دگر هيچ چيز نبود ، نورى بيافريد و از آن نور لوح و قلم بيافريد ، آن گه اوّل چيز كه بر لوح نوشت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بود . عثمان عفان از مصطفى